بالاخره در 13 آبان، بورس تهران خالی از صفهای خرید شد. در حالی که در روزهای قبل تنها صفهای خرید را فولادیها تشکیل میدادند. دیروز با بازگشایی فولاد مبارکه و ریزش صف خرید فولاد خراسان بازار خالی از صفهای خرید به سمت فروش سهام تمایل پیدا کرد. از نگاه روانشناسی بازار، زمانی که سهامدار احساس کند با ریزش صف خرید و گرهء معاملاتی روبهرو میشود، فورا به فروش سهم مبادرت میکند تا به دام حجم مبنا نیفتد و سهام در دستش باد نکند.
دیروز ارزش مجموع 10 صف فروش اول بازار به 64 میلیارد تومان میرسید که نشان میدهد بازار به دلیل عدم اطمینان به فروش سهام تمایل دارد. همچنین ارزش مجموع 10 صف خرید اول بازار به زیر یک میلیارد تومان رسید که حاکی از کاهش شاخصها دارد. در پایان وقت معاملاتی دیروز،سهام فولاد مبارکه با 5/18 میلیارد تومان و مس_ 9/9 میلیارد تومان در رتبههای اول و دوم صف فروش بودند. مپنا بعد از مدتها که در رتبهء اول صف فروش قرار داشت به رتبهء سوم تنزل پیدا کرد و با 1/9 میلیارد تومان صف فروش، به قیمت عرضهء اولیهء سهم نزدیک میشود. فولاد خراسان هم بعد از دو روز روند مثبت، نشان داد که خرید در عرضهء اولیه همیشه سودآور نیست و لازم است سهامداران شرایط صنعت و سود شرکت را درنظر گرفته و به یک جمعبندی واقعی دست یابند. شش شرکت معدنی هم تحت تاثیر کاهش نرخ جهانی قیمت فلزات و افزایش بهرهء مالکانه در رتبههای بعدی صف فروش هستند. این شش شرکت عبارتند از سرمایهگذاری توسعهء معادن و فلزات، سنگآهن گلگهر، باما، کالسیمین، توسعهء معادن روی و چادرملو که سه شرکت در سنگآهن و سه شرکت در صنعت روی فعالیت میکنند. شرایط معدنیها نشان میدهد که با منطقی کردن بهرهء مالکانه و رساندن آن به استانداردهای جهانی میتواند به کاهش سود و قیمت این سهام منجر شود و لازم است بازار به این سهام از ابعاد مختلف بنگرد تا قیمت سهم منطبق با واقعیتها شود.
دیروز شاخص قیمت با 85 واحد منفی، شاخص سود نقدی و قیمت با 301 واحد منفی، شاخص تابلوی اصلی با 66 واحد منفی، شاخص تابلوی فرعی با 109 واحد منفی و شاخص صنعت با 68 واحد منفی روبه رو شدند. همچنین فولاد مبارکه با 23 واحد، بیشترین تاثیر را بر کاهش شاخص داشت و ملی مس با 18 واحد منفی، گلگهر و چادرملو هر کدام با هشت واحد منفی سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی و سرمایهگذاری معادن و فلزات هر کدام با چهار واحد منفی در رتبههای بعدی تاثیر بر کاهش شاخص بودند.
فولاد و سرمایهگذاری در معادن
در مورد فولادیها نکتهای را باید یادآورشد. برای اینکه شرکتهای پاییندستی ریسک خود را کاهش دهند لازم است در صنایع بالادستی خود سرمایهگذاری کنند اما فولادیهای ما (فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و فولاد خراسان) در معادن سنگآهن سرمایهگذاری نکردند و لازم است در این مورد مثالی از شرکتهای بزرگ جهانی فولادی را از هفتهنامهء معدن و توسعه بیاورم. در مقالهای در این هفتهنامه عنوان شده شرکت فولاد ایسار یک تولیدکنندهء بزرگ فولاد در هند است که کنترل کاملی بر کل فرآیند تولید از مرحلهء تولید سنگآهن تا محصولات نهایی دارد. ارزش داراییهای شرکت تقریبا به 25 میلیارد دلار و گردش سرمایهء آن به 08/2 میلیارد دلار میرسد. این شرکت اخیرا در کانادا و آمریکا و آسیای جنوبشرقی سرمایهگذاریهای عظیمی کرده است. شرکت در حال حاضر در نظر دارد 6/1میلیارد دلار در کارخانهء فولادسازی مینهسوتا سرمایهگذاری کند که بیش از 4/1میلیارد تن ذخیرهء سنگآهن آن است. هدف از خرید واحدهای فولادسازی در آمریکای شمالی دستیابی به بازارهای این منطقه است و علاوه بر این استراتژی شرکت از خرید کارخانه مینهسوتا دستیابی به سنگآهن همجوار آن است.
با مثال عنوان شده، این سوال قابل طرح است که آیا در ایران فولادیها در سنگآهن سرمایهگذاری کردهاند؟ اگر روزی قیمت مصوب سنگآهن برداشته شود و مواد اولیه را به قیمتهای جهانی به فولادیها بدهند. وضعیت سودآوری شرکتهای فولادی چگونه خواهد بود؟
گازلوله در بحران
دیروز نماد گازلوله باز شد و با 23 درصد کاهش قیمت روبهرو شد. صورتهای مالی شرکت زیان شدید این سهام را نشان میدهد. هر سهم شرکت در سال 85 با 45 تومان زیان روبهرو شد و در سال 86، با پیش بینی 42 تومان زیان مواجه است که در 6 ماهه 9/18 تومان زیان را پوشش داد. بنابراین شرکت با وضعیت نامناسبی روبهرو است. صورتهای مالی شش ماههء شرکت نشان میدهد که فروش ریالی شش ماههء شرکت نسبت به شش ماههء اول سال مالی قبل 23 درصد کاهش داشته است و قیمت هر تن فروش شرکت از 13 میلیون ریال بر هر تن به 18 میلیون ریال بر هر تن افزایش یافته است بنابراین شرکت با 40 درصد افزایش قیمت بر هر تن محصول روبهرو بوده است. به نظر میرسد سیاست فروش شرکت، از فروش به هر قیمتی، به فروش محدود با قیمت مناسب تغییر کرده است و شرکت سعی میکند در کاهش قیمت محصول مقاومت کند اما از طرفی شرکت با وضعیت بحرانی دیگری روبهرو هست و در 6 ماهه فقط 968ر3 تن محصول به فروش رسانده که نسبت به 569ر11 تن پیشبینی شده در بودجه توانسته است 34 درصد از مقدار پیشبینی را پوشش دهد. به نظر میرسد شرکت در فروش مشکل داشته باشد درنتیجه با درنظر گرفتن هزینههای ثابت، قیمت تمام شده محصول افزایش خواهد یافت و افزایش زیان را شاهد خواهیم بود اما این شرکت با توجه به بحرانی که دارد در ماه قبل با افزایش قیمت مواجه بوده و قیمت سهم از زیر 50 تومان به 68 تومان افزایش داشت. نگاهی به معاملات دو ماهه اخیر این شرکت نشان میدهد که افرادی این سهم را با قیمت زیر 50 تومان جمعآوری کرده و بعد با ایجاد صفهای کاذب، مردم عادی را گمراه کرده و آنها را با خود همراه کردند و در نتیجه با عرضه سهام، این مردم عادی هستند که سهامدار شرکتی میشوند که زیان آن میرود با سرمایهء شرکت برابری کند و صنعت تولید لولههای پلیاتیلنی چشمانداز مناسبی ندارد. چند سال پیش قیمت هر سهم گاز لوله 500ر4 تومان بود اما در حال حاضر به 50 تومان کاهش یافت. در آن زمان در مجامع و روزنامهها هشدارهای متعدد داده میشد که مورد توجه قرار نمیگرفت. چه بسیار سهامهایی مانند گاز لوله هستند که سرمایههای مردم را به باد دادند و متاسفانه ریشهیابی نمیشوند شاید لازم است در این مورد مقالات و همایشها برگزار شود و دلایل و کاستیهای بورس مورد تحقیق و پیگیری واقع شود تا بازار سرمایه، به یک بازار مورد اعتماد مردم تبدیل شود و مهمترین نکته که در هر مقاله به آن اشاره میکنم این که بحران بازار سرمایه نه سیاسی است و نه اقتصادی بلکه این بحران صفهای فروش و خرید هستند که ناشی از حجم مبنا و دو درصد تغییر قیمت روزانه است که با ایجاد صفهای کاذب مردم را به هیجان میآورد و با خریدهای غیرتحلیلی آنها را به اشتباه میاندازد. مسوولیت صفهای خرید و فروش به عهده سیستم حجم مبنا است که بزرگترین تحلیل گران را به اشتباه میاندازد که شاید در پشت این صفهای خرید اطلاعات محرمانهای باشد که بازار در جریان نیست،آن گاه سلب اعتماد عمومی است که بازار سرمایه را در رکود فرومیبرد